سيد حسن آصف آگاه
93
سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى)
زرتشت سپيتمان ، طورى كه اين مردمان تا پدشخوارگر و پارس و نزد غارنشين ، كوهنشين و دريانشين و حتى جنگلنشين آيند ( ؟ ) 11 . زيرا اگر بخواهد زندگى او نجات دهد ، آنگاه زن و فرزند و مال مهم نماند » . در اينجا زرتشت گفت : « اى آفريدگار ، مرا مرگ ده و بازماندگان مرا با بخت خوش [ ؟ ] مرگ ده تا آنها در آن زمانهء هراسناك نزيند ، زيرا در آن روزى كه ( ده ) سده زمستان از هزارهء زرتشت به پايان رسد ، موقعى است كه ديگر چيزى از اين هزاره نباشد كه دروند ( نه ) بود » . 12 . زرتشت از اورمزد پرسيد : « اى اورمزد ، مينوى فزونى ، آفريدگار جهان موجودات مادى ، آفريدگار راستكار ، اگر آنان چنين بىشمارند با چه ابزارى مىتوانند نابود شوند ؟ » . 13 . اورمزد به او گفت : « اى زرتشت سپيتمان ، هنگامى كه ديوان پراكنده موى از تخمهء خشم در ناحيهء خراسان پديدار شوند ، نخست نشانهء سياهى ظاهر شود و هوشيتر ) rat ? e ? suH [ هوشيدر ، اوشيدر ] ) ، پسر زرتشت ، در درياچهء فرزدان ) n ? adzarF ( زاده شود . بعضى گفتهاند : « در درياچهء كيانسه ) hesnayaK ( » . بعضى گفتهاند : « در كاوولستان ) n ? atsiluv ? aK [ كابلستان ] ) » . 14 . اى زرتشت سپيتمان ، او در سى سالگى ، با من اورمزد ، همپرسى كند . « در ناحيهء چينستان ) n ? atsin ? e ? C ( گفتهاند » ، بعضى گفتهاند : « در هندوستان » يك كى ) iaK ( زاده شود . پدر اين « كى » از تخمهء كيانيان باشد . او به يارى هوشيدر به هندوستان رود . در صد سالگى او را ميل به زنان باشد و از او « كى » دين به نام وهرام ورچاوند ) m ? arhaV dnav ? a ? craV i [ بهرام ورجاوند ] ) به وجود آيد . بعضى گفتهاند : « شاهپور ) rhuph ? a ? S [ شاپور ] ) » . 15 . در شبى كه « كى » زاده شود ، نشانهاى براى جهان ظاهر شود : ستارهاى از آسمان بيفتد ؛ هنگامى كه اين « كى » زاده شود ، ستاره نشانهاى دهد . دات ) t ? aD [ داد ] ) اورمزد 18 گفته است كه روز وات ) t ? aV [ باد ] ) در ماه آبان پايان زندگى پدر آن « كى » باشد . 16 . او در ميان كنيزان شهريار پرورش يابد ، زنى شاه شود . 17 . هنگامى كه اين « كى » سى ساله شود - بعضى تاريخ را دادهاند - سپاهيان گوناگون هندو و چينى با درفشهاى بىشمار آيند كه درفشهاى برافراشته دارند ، يعنى درفشها را بالا گرفتهاند ، با درفشهاى افراشته ، سلاحهاى بالا برده . اى زرتشت سپيتمان ، تا وه - روت ) t ? or - h ? eV [ بهرود ، وهرود ] ) 19 به تازش بتازند . بعضى بومب ) bmuB [ بوم ] ) ده گفتهاند تا حوالى ساحل بخارا ) ar ? ahcuB [ بهران ] ) . 18 . هنگامى كه ستاره هرمزد به اوج خود رسد و اناهيت ) ] tih ? anA ناهيد ] ) را فروفكند ،